.
کاملاً واقعی
این رفیق من ، کارش نمیگرفت
از هر شاخه به هر شاخه
نمیشد ! که نمیشد
سنی هم نداشتیم ، اشنایی هم اتفاقی بود.
اون وضع مالی خانوادگیش بهتر بود . من خودم کاسب بودم مغازه و چندتا پرسنل داشتم.
دیگه از تحصیل داری دم مغازه ی فلانی خسته شده بود. خودش با یکی دو نفر یه دفتر اجاره کردن .
ولی باز هم کارشون نگرفت.
در تمام این مدت
این دوست من، با معرفت ترین ادمی بود که دیده یا حتی شنیده بودم.
اخرین بیزینسش ، خیار شور بود
خیار خرید !
خیارشور درست کرد
بازم موفق نبود.
و
هنوز از هر خیارشوری با نمک تر و از همه با معرفت تر بود.
ادامه......
@hajme_sabzzz